|
|
پرسش مهر 6 |
|
|
امسال نیز با ارائه ی مقاله ای تحقیقی در مسابقه پرسش مهر ۶ از طرف کانون بازنشستگان شرکت کرده ام . برای اطلاع دوستان قسمت هایی از مقاله را در صفحات و روزهای مختلف می آورم .
فصل اول تحقیق مقدمه "بازنشستگي و سال مندي مرحله ي خاصي از زندگي انسان است . بازنشستگي پديده اي است كه با توسعه ي اجتماعي – صنعتي عصر حاضر داراي اهميت بيشتر شده است . در قرن اخير به لحاظ پيشرفت هاي اجتماعي – اقتصادي ، بهداشتي و درماني و ... هم از ميزان مرگ و مير كاسته شده و هم بر طول عمر افراد افزوده شده است و اميد به زندگي را بهبود بخشيده است . در نتيجه شمار بازنشستگان و سالمندان در كشورهاي مختلف جهان افزايش يافته و سهم در خور توجهي در تركيب جمعيتي كشورهاي مختلف پيدا كرده و به همين صورت نيز نقش و اهميت اجتماعي آنان در جامعه افزون تر از هر زمان ديگر شده است ."(اردبيلي ، 1379ص13) "ابوعلي سينا حكيم بزرگ ايراني زندگي انسان را به چهار مرحله تقسيم مي كند و آخرين مرحله را دوران پيري ناميده كه قواي جسماني در اين دوره رو به تحليل گذاشته و ضعف بدني بر انسان مستولي مي گردد و از حدود شصت سالگي شروع شده و تا پايان عمر ادامه مي يابد ."( خسروي 1364، ص23) هرچند بازنشسته الزاما سالمند نيست و هر سالمندي ممكن است بازنشسته نباشد ولي اين دو همپوشاني نسبتا زيادي دارند . با توجه به مسائل بالا است كه دولت ها و موسسات بزرگ به رفاه زمان پيري كاركنان توجه نموده و با وضع قوانين و مقرارت بيمه و بازنشستگي زندگي و معاش دوران پيري و از كار افتادگي مستخدمين را در حد امكان تامين مي نمايند ؛ همان گونه كه در مجموعه ي قوانين و مقررات بازنشستگي و وظيفه ي كشوري كه در سال هاي 1368 و 1371 منتشر شده ، بيان شده است كه " بازنشستگي عبارت از حالتي است كه كارمند رسمي دولت با داشتن شرط معيني از سن و دارا شدن سنوات معيني از خدمت ، طبق قانون و به موجب حكم مقام صلاحيت دار ، احراز مي كند و ضمن خاتمه يافتن حالت اشتغال وي ، مادام العمر مستحق دريافت حقوق بازنشستگي مي گردد . " (اردبيلي ، 1379، ص39) پس ادارات و سازمان ها موظف هستند ، زماني كه به خدمت فردي به يكي از دلايل كبر سن و يا طول خدمت به وظايف كاري نيروي كار خود خاتمه مي دهند " نه تنها مستمري ثابتي براي آنها مقرر دارند ، بلكه تا زماني كه زنده هستند از امكانات رفاهي سازمان استفاده كنند ."(ميرسپاسي، 1379، ص310) كه در اين رابطه بازنشستگان آموزش و پرورش استثناء نيستند و با توجه به حرفه ي شريف آنها در امرتعليم و تربيت سزاوار دريافت هرگونه خدمتي مي باشند . بيان مساله "هر يك از افراد جامعه در طول حيات خود به نوعي در فعاليت هاي اجتماعي مشاركت و حضور دارند و اين فعاليت ممكن است در عرصه هاي گوناگون و نقش هاي متفاوت ظهور كند يكي از مسائلي كه در طول اين فعاليت ها براي افراد اايجاد دغدغه ي فكري مي نمايد ، انتظار رسيدن به دوراني است كه ديگر توان لازم را براي فعاليت هاي اجتماعي ندارند و آن زمان را دوران استراحت ، فراغت و بازنشستگي مي پندارند ."(سازمان بازنشستگي ، 1381، ص2) در ايران طبق قوانين و مقررات از جمله شروط بازنشستگي ، سن بازنشستگي براي مردان 50 سال سن و25 سال سابقه ي خدمت و براي زنان 20 سال سابقه ي خدمت منظور گرديده است .(ابن علي ، 1381، ص1213) با توجه به اينكه اميد به زندگي در مناطق شهري كشور حدود 69و70 سال برآورد شده است و با عنايت به افزايش در خور توجه جمعيت ، مي توان گفت در كشور ما نيز جمعيت نسبتا در خور ملاحظه اي در وضعيت بازنشستگي و سال مندي به سر مي برند ، كه در آينده با ضريب بيشتر يشمار آنان افزايش خواهد يافت . افزايش تعداد بازنشستگان و سال مندان و بالا رفتن سال هاي عمر لزوم توجه به وضعيت اين گروه اجتماعي را افزون تر از پيش مي كند، هم از لحاظ شناخت وضعيت و هم از نظر برنامه ريزي و تدارك امكانات براي رفع مشكلات و بهبود وضعيت زندگي آنان (اردبيلي ، 1379 ص14) . در سال هاي اخير ، كشور ايران شاهد تغييرات متعددي در قوانين بازنشستگي و از كارافتادگي بوده است به عنوان مثال : قانون اصلاح مقرارت بازنشستگي و وظيفه قانون استخدام كشوري مورخ 4/2/1358 به شرح زير مي باشد : "از تاريخ 3/1/1358 مقررات زير در مورد حقوق و مزاياي كليه كاركنان كشوري و لشگري شاغل و آماده به خدمت و بازنشستگان و وظيفه و مستمري بگيران وزارتخانه ها و شركت ها و موسسات دولتي و بانك ها و شهرداري ها و يا شركت ها و موسساتي كه شمول حكم به آنها مستلزم ذكر نام است و به طور كلي هر موسسه اي كه دولت به نحوي از انحاء در آن سهيم بوده و يا نام آن در بودجه سال 1357 كل كشور ذكر شده اجراء خواهد شد . ماده 1- حداكثر مجموع حقوق و مزاياي ماهانه و اضافه كار و پرداختي هاي ماهانه ديگر از قبيل حق مسكن ، هزينه پذيرائي و غيره 200 هزار ريال مي باشد . ...ماده 6- تبصره هاي 2 و 3 ماده 117 قانون استخدام كشوري مصوب 31 خرداد ماه 1345 لغو مي گردد .(ابن علي ، 1381،ص 842) يكي از مواد قانون اصلاح مقررات بازنشستگي و وظيفه قانون استخدام كشوري مورخ13/12/1368به شرح زير مي باشد : "تبصره 1 ماده 2 : مستخدمين رسمي و يا ثابت مشمول اين قانون مي توانند با دارا بودن شرايط زير و موافقت دستگاه دولتي متبوع خود بازنشسته شوند . الف : مستخدمين مرد با 50 سال سن و 25 سال سابقه خدمت . ب : مستخدمين زن با 20 سال سابقه خدمت .(ابن علي ، 1381،ص 1213) قانون اصلاح مقررات بازنشستگي و وظيفه قانون استخدام كشوري مورخ8/7/1369 به شرح زير مي باشد : "ماده 2: براي تعيين حقوق بازنشستگي و از كارافتادگي مستخدمين كه با سنوات خدمت كمتر از 30 سال بازنشسته شده و از كارافتاده مي شوند يك سي ام معدل خالص حقوق و تفاوت تطبيق حقوق و فوق العاده شغل سه سال اشتغال آخر خدمت در سنوات خدمت مستخدم ضرب مي گردد . ماده 4: حداقل سن بازنشستگي براي مشمولين تبصره2 ماده2 قانون به ترتيب براي مردان و زنان معادل 50 سال و 45 سال مي باشد . و در تصويب نامه هيات وزيران مورخ 18/7/69 آورده شده است : از تاريخ 1/1/1369 حداكثر حقوق بازنشستگي و ... معادل چهار سوم و حداقل آن معادل دو پنجم بالاترين رقم جدول حقوق موضوع ماده 32 قانون استخدام كشوري تعيين مي گردد . بر اساس مصوبه مورخ 3/10/1370 سن بازنشستگي براي زنان حذف و فقط سابقه خدمت ملاك بازنشستگي قرار مي گيرد ".(ابن علي ، 1381، ص844) آنچه مسلم است اگر بخواهيم وضعيت حقوقي بازنشستگان را بررسي دقيق تري داشته باشيم حتي بايد از اعداد مربوط به سير صعودي نرخ تورم و مسائل ديگر آگاه باشيم . ولي در اين باره آنچه را كه قصد تحقيق و بررسي آن را داريم مربوط به اولا وضعيت زندگي آنان است و ثانيا وضعيت حقوقي آنان را با افرادي كه بلافاصله سال آينده بازنشسته خواهند شد ، مقايسه مي گردد تا به اين نكته برسيم كه آيا آنان به وضعيت زندگي مناسب در خور خود دست يافته اند يا خير ؟ و مشكلات آنان در وضعيت فعلي بيشتر شامل چه مواردي مي شود . اهميت و ضرورت پژوهش "بازگشايي مدارس ، آغاز بهار تعليم و تربيت و آغوش گشودن كلاس درس ، زمان جوشش انديشه هاي مشتاقان علم و دانش و گام نهادن در مسير معرفت و كمال انساني است . توجه به امر تعليم و تربيت از مسائل بسيار مهمي است كه همواره مورد تاكيد مسئولان نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران بوده و هست . آنها براي نوسازي نظام آموزش و پرورش ، مطابقت دادن آن با معيارهاي اصيل ديني ، متقضيات زمان ، پرورش عواطف انساني ، ديني و ملي ، اخلاق ، مهرورزي ، عدالت محوري و ...دردانش آموزان و آحاد مردم جامعه ، كارگزاران و تصميم گيران، تغيير محتواي منابع آموزشي بر اساس نيازهاي روز و پرورش انسان هايي خودساخته ، آگاه و متعهد و دين باور ، تلاش هاي زيادي داشته اند . حضور عالي ترين مرجع و مسئول اجرايي و تصميم گيري كشور در مراسم آغاز سال تحصيلي جديد ، نشان از اهتمام و توجه دولت جديد نسبت به مسائل اساسي آموزش و پرورش دارد و بدون ترديد حضور گرم و پرمهر و محبت رياست محترم جمهوري اسلامي ايران ، جناب آقاي دكتر محمود احمدي نژاد در اين مراسم آن هم در شهرستان بم ، سخنراني در جمع دانش آموزان و معلمان و طرح موضوع عدالت در قالب پرسش مهر تاثير فراواني در مسائل تعليم و تربيت و سطوح مختلف جامعه خواهد داشت .( پرسش مهر6، 1384، ص7) از جمله سوالات مطرح شده توسط ايشان مصاديق و زمينه عدالت در حوزه ي آموزش و پرورش كدام است ؟ براي برقراري عدالت در آموزش و پرورش چه راهكاري پيشنهاد مي كنيد؟ بود . همچنين با تاكيد مقام معظم رهبري كه براي بازنشستگان فرموده اند : اگر در محيط بازنشستگي و درميان بازنشستگان شور ، اميد ، علاقه به كار و شوق به مفيد بودن و رضايتمندي وجود داشته باشد ، اين اثر مستقيما به روي شاغلين منعكس مي شود . به خوبي مي توان اثرات توجه به وضعيت بازنشستگان را حتي در ميان افراد شاغل ديد . شايد گفته شود وقتي فردي بازنشسته شد ، ديگر از بدنه ي اداره خود جدا مي شود و مسئوليت حقوقي او با سازمان بازنشستگي و سياست هاي اين سازمان است ، ولي با دقت در سياست هاي اعمال شده از طرف وزارت آموزش و پرورش به خوبي مي توان اثر اين سياست ها به غلط يا درست در حقوق شاغلين ديد و آنچه ناگهان به وجود مي آيد تفاوتي است كه هر ساله بين حقوق بازنشستگان به وجود مي آيد . به طوري كه ديده شده فرد بازنشسته با مدرك ليسانس در 6 سال قبل ، تفاوت حقوقي بسيار زيادي با فردي حتي ديپلمه در سال مورد بررسي دارد . در هر صورت اگر به دنبال مصاديق عدالت در حوزه ي آموزش و پرورش هستيم ، اين هم از جمله مواردي است كه امكان توجه و بررسي دارد . اهداف پژوهش
هدف كلي: بررسي تحقق عدالت در وضعيت حقوقي معلمان بازنشسته و شاغل مديريت آموزش و پرورش شهرستان نجف آباد در سال 1384 و مقايسه ي آن با سالهاي قبل اهداف جزئي: تعيين وضعيت اقتصادي بازنشستگان سالهاي 1375-1370 در آخرين سال اشتغال، اولين سال بازنشستگي و سال جاري و مقايسه ي آن با بازنشستگان سال 1385 تعيين وضعيت اقتصادي بازنشستگان سالهاي 1380-1376 در آخرين سال اشتغال، اولين سال بازنشستگي و سال جاري و مقايسه ي آن با بازنشستگان سال 1385 تعيين وضعيت اقتصادي بازنشستگان سالهاي 1383-1381 در آخرين سال اشتغال، اولين سال بازنشستگي و سال جاري و مقايسه ي آن با بازنشستگان سال 1385 سؤال پژوهش
تا چه اندازه در وضعيت حقوق و مزاياي معلمان بازنشسته سال 1384 و سالهاي قبل مديريت آموزش و پرورش شهرستان نجف آباد عدالت محقق شده است؟
|
||
|
2
نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم خرداد 1385ساعت 14:31 توسط محمدحسن زماني پور
|
|
||
|
|
ما و خلاقیت |
|
|
مقاله اي كه در ادامه مطالعه خواهيد كرد ، برگزيده ي هشتمين دوره مسابقه قلم معلم شده است و در مجله ي رشد معلم شماره ي 5 به تاريخ بهمن ماه 1379 در مجله ي مذكور به چاپ رسيده است . انگيزه اي كه باعث شد اين مقاله را دوباره و به شكلي ديگر ارائه دهم اين بود كه ، در مطالعه ي مجدد آن متوجه شدم كه در رابطه با موضوع مورد اشاره هيچ گامي به جلو برنداشته ايم . گرچه پژوهش سراهاي دانش آموزي تاسيس شده است و آنها نيز كلاسهايي تحت عنوان خلاقيت دارند ولي با بررسي آنچه در مراكز مذكور انجام مي شود و با دقت در متن اين مقاله متاسفانه متوجه مي شويم كه شايد كارهاي صوري زيادي داشته ايم ولي نتوانسته ايم براي علم و علم آموزي حرمت لازم را قائل باشيم . باشد كه حركت و فعاليت همه دست اتدركاران نظام آموزشي در جهت حركت واقعي براي توجه به علم باشد . ما و خلاقيت
حضرت علي (ع) : علم توام با عمل است ، آن كه عمل كرد علم مي داند . علم از عمل دعوت مي كند . اگر پاسخ شنيد ، بر جاي مي ماند و گرنه رخت بر مي بندد. QQQQQQQQ اگر دانش آموزي براي رسيدن به حقيقتي سه روز وقت صرف كند تا آن را شخصا كشف كند ، به صرفه تر از آن است كه همان حقيقت را در يك ربع ساعت برايش توضيح دهيم . اين روش ، پيشرفت سريع كودك را در مراحل بعدي رشد تضمين مي كند . ژان پياژه خلاقيت
"به وجود آوردن ، توليد كردن و موجب شدن "1 را از معاني خلاقيت گفته اند . همچنين در معني خلاقه داريم "نيرويي كه موجب خلق آثار بديع گردد."2 با توجه به اين معاني ، مي توان خلاقيت را نوعي توانايي دانست كه به ايجاد چيزي منجر مي گردد . يكي از اهداف اساسي آموزش و پرورش را نيز تربيت انسانهاي خلاق دانسته اند و حتي جزو اولين اهداف دوره آموزش ابتدايي ، پرورش استعدادهاي ذهني كودكان و كمك به رشد خلاقيت آنها ذكر شده است . در گذشته ، وجود قوه خلاقه را در افراد موهبت الهي مي دانستند و بر اين باور بودند كه فرد خلاق از ابتدا داراي اين قدرت است و آموزش در اين مورد هيچ نقشي ايفا نخواهد كرد . اگر چنين باشد ، نظام تعليم و تربيت بايد در سطح جهان فقط تعداد معدودي هنرمند خلاق و ارزشمند و افراد با استعداد پرورش دهد . اگر خلاقيت ذاتي باشد ، هوش هم بايد از ابتدا ثابت باشد . بنا بر اين ، اصلا آموزش و پرورش اصلا در اين مورد نقشي ندارد و هيچ چيز از طريق آموزش ياد گرفته نمي شود و نيز هيچ فرصتي براي شكوفا شدن استعدادهاي خلاق در دانش اموزان نداريم . " ولي بايد گفت امروزه ، چارچوب روان شناسي به ما اجازه مي دهد كه بر اين عقيده باشيم كه فرآيند خلاقيت ذاتي نيست ."3 همين فرآيند روان شناسي به ما اجازه مي دهد كه بگوييم در اكثر افراد ، از كودكي قوه خلاقه وجود دارد و در طي سال هاي متمادي ، افراد ( بنا به هر دليل ) ياد مي گيرند كه خلاق نباشند . در واقع ، آموزش دبستاني در مرحله ي اول و در مراحل بعدي والدين ، آموزش ديگر دوره ها و در نهايت جامعه از آنها مي خواهد اين گونه نباشند و مانند قبل فكر كنند و عمل كنند . نقش معلم بي ترديد در پرورش و ايجاد خلاقيت در دانش آموزان ، معلمان نقش اول را ايفا مي كنند و همه نيز مطمئنا از كلاس و درس علوم انتظار ايجاد يا پرورش قوه ي خلاقه را در دانش آموزان دارند . احتمالا هيچ كس به خلاقيت دانش آموز در ساختن جمله يا بيت شعري بديع يا نوشتن انشايي با استفاده از لغات تازه آموخته شده ، توجهي ندارد . حتي اگر دانش آموزي سعي كرد جواب سوال را مانند جواب معلم يا كتاب ندهد و از نيروي ذهني و خلاقه خود مدد گرفت و جوابي جديد و خلاقانه داد ، با پرخاش معلم مواجه مي شود كه : جواب سوال را نخوانده اي و بلد نيستي . در سطح كلان نيز دانش آموزاني به دانشگاه راه مي يابند يا از نظر مدرسه موفق تر هستند كه درس خوان تر باشند و سوالات را هر چه بيشتر و دقيق تر حفظ كنند و كلمه به كلمه جواب دهند . در واقع ، ما از دانش آموزان خواسته ايم خلاق نباشند و آنها با فراغ بال جواب دقيق خود معلم را به او تحويل مي دهند . "متخصصان تعليم و تربيت براي پرسش ها طبقه يندي هايي دارند ، مانند : پرسش هاي واگرا و هم گرا ، پرسش هاي مربوط به سطوح متفاوت يادگيري و پرسش هاي مربوط به تفكر انتقادي ."4 كه در اين مقاله بيشتر به پرسش هاي همگرا و واگرا و نقش معلم در اين ارتباط مي پردازيم . پرسش هاي همگرا را تفكر قالبي ، غير قابل انعطاف و از قبل تعيين شده مي دانند و جواب در پايان به يك نتيجه يا پاسخ مورد انتظار منجر مي گردد . پرسش هاي واگرا ، كه معمولا اعمال هوشي را منعكس مي كنند ، با توجه به داده هاي حتي ضعيف دانش آموز به راحتي انديشه يا فكري جديد را در يك موقعيت خاص به وجود مي آورد . طبيعي است كه در صد بسيار زيادي از معلمان به همان تفكر قالبي مي انديشند ، زيرا كتاب هاي درسي و امتحانات پايان سال از آنها چنين خواسته است . اگرمعلم با اعتقاد كامل به پرسش هاي واگرا توجه كند و به خلاقيت هاي دانش آموزان اهميت بدهد ، فراگيرندگان او بايد در پايان سال تحصيلي در امتحان كتبي همان درس شركت نمايند و به سوالاتي كه اكثرا يا تماما همگرا هستند ، جواب دهند . پش معلم خود را موظف مي داند كه دانش آموز را وادار كند صرفا همان سوالات را حفظ كند و در يك فالب پاسخگو باشند . در يكي از سال هاي تحصيلي درس علوم امتحان نهايي كلاس پنجم سوال شده بود :" ممكن است در كدام يك از سيارات منظومه شمسي موجود زنده باشد ؟ چرا ؟ جواب كليشه اي اين بود كه ممكن است در مريخ موجود زنده باشد ، چون از ديگر سيارات به زمين شبيه تر است . در بررسي اعتراضات ، وقتي سوال دانش آموزي را بررسي مي كرديم ، به اين جواب رسيديم كه : در هيچ سياره اي ممكن نيست موجود زنده باشد ، چون در هيچ سياره اي اكسيژن و جو وجود ندارد . و مصحح چون جواب را كه ناشي از مطالعه ي دانش اموز و خلاقيت او بود ، موافق كليد نيافته و نمره اي هم منظور نكرده بود . يكي از دروسي كه دانش آموزان فرصت و امكان بروز خلقيت دارند ، درس و ساعت كاردستي است . دانش آموزان ما هنوز نمي توانند به راحتي وسيله اي را در دست بگيرند . بچه ها كه از اول همه جيز را آماده و مهيا داشته اند ، حوصله پرداختن به كارهاي دستي را ندارند . آن قدر همه چيز براي آنها آماده است ، كه ديگر نبايد از دانش آموزان خود انتظار داشته باشيم كه بينديشند و چيزي ابداع كنند . وظيفه ي اوليا كودكان همواره در حال جستجو و كنجكاوي هستند . دائم سوال مي كنند كه با نوعي پرحرفي همراه مي شود . از همه چيز هم سوال مي كنند و پاياني براي آنها متصور نيست . معمولا سوالات از مسائل مذهبي و خصوصا خدا شروع مي شود . خدا كجاست ؟ چقدر بزرگ است ؟ چرا مي گوئيد همه جا هست ؟ چرا ... ؟ تعداد محدودي از والدين هستند كه اولا براي تمام سوالات جوابي در خور ذهن كودك دارند و ثانيا واقعا از آن همه سوال مستاصل نمي شوند . كودك گرايش و ميل شديدي به خلاقيت دارد . براي او يك ماشين اسباب بازي بخريد ، كناره ي فرش ناگهان به خياباني تبديل مي شود ، تصادف مي كند ، زخمي مي شود و ممكن است لحظاتي هم لنگ لنگان راه برود . انواع بازيهاي ساختني را در اختيار او قرار دهيد تا ببينيد چه شكل هاي زيبا و و سايل بديعي مي سازد . ولي همان طور كه گفته شد ، به سبب ماهيت آموزش رسمي ما ، و روش هاي رايج ، مدارس معمولا مانع كنجكاوي و خلاقيت هستند ، آموزگار چندين دانش آموز ، كه به طور معمول كمتر از 30 نفر نيستند را در اختيار دارد . و بايد مطمئن شود كه آنها درس را ياد گرفته اند . در كلاس آزمايش و گروه بندي لازم است كه به دليل تعداد زياد دانش آموزان ، آنان فرصتي براي بروز خلاقيت ندارند . دانش آموز بايد تمام مطالب را بداند و امتحان دهد . وقتي آزمايش ها تمام شد ، وقت برگزاري امتحان است و ديگر وظيفه آموزش و مدرسه پايان يافته تلقي مي شود . "تارنس پس از تحقيقات گسترده اي كه در مورد خلاقيت كودكان به عمل آورد ، به نتيجه رسيد كه منحني خلاقيت بسياري از كودكان در حدود 10 سالگي افت مي يابد و آنان هرگز خلاقيت دوره ي اوليه ي كودكي را باز نخواهند يافت ." 5 اين مسائل از جمله دلايلي است كه بدون در نظر گرفتن نوع مدرسه ، كودكان به خانه و والديني نياز دارند كه حس خلاقيت را در آنها زنده نگه دارند . تحقيق انجام شده در باره ي نقش والدين نشان مي دهد كه " ناثير مادر ، در وضعيت حضور يا غيبت او ، به مراتب در ايجاد خلاقيت در اطفال بيشتر است ."6 والدين بايد به فرزندان خود اجازه دهند بدون اينكه دچار تمسخر شوند يا احساس حماقت كنند ، سوال و اشتباه كنند . بانگاهي به بازيهاي كودكان ، توعي خلاقيت را در آنها مشاهده مي كنيم . مهمان بازي دخترها ، قدرت خلاقيت زياد مي خواهد كه وسيله اي در بازي آنها به گونه اي ديگر تعبير شود و مورد استفاده قرار گيرد . پسرها در يك اتاق كوچك ، زمين فوتبال به وجود مي آورند ، دو سيب زميني ، دروازه مي شود .و مقداري كاموا توپ فوتبال و هيجانات بازي فوتبال و جرزدن ها شروع مي شود . لازم است ضمن توجه به بازي هاي كودكان به اسباب بازي هاي آنها هم توجه كنيم . از خصوصيات وسايل بازي كودكان "تحريك قوه ي خلاقه ي كودك است . "7 ولي اگر به آنچه در اسباب بازي فروشي ها عرضه مي شود ، دقت كنيم ، متاسفانه در اكثر موارد به محرك بودن اسباب بازي براي ايجاد قوه ي خلاقه توجه نمي شود . براي آشنايي با مشاغل ، بازيهايي مانند دكتر كوچولو ، پرستار ، نجار و از همه بدتر پليس بازي تهيه كرده اند كه تعدادي وسايل پلاستيكي آماده است . فروشندگان قصد سود جويي دارند ، ولي آيا والدين هم با خريد آنها مي خواهند حس كنجكاوي كودك را ارضا كنند يا مسائل زندگي را آموزش دهند ؟ اگر صرفا و با توجه به خواسته ي بچه خريد مي كنند ، هر قدر اسباب بازي گران تر باشد ، زيباتر جلوه مي كند و بهتر است . آنچه در اين ميان اهميت ندارد ، آموزش به كودك از طريق بازي و اسباب بازي است . متاسفانه اسباب يازي ها بيشتر تقويت كننده ي حس مصرف كنندگي هستند و از ديدگاه خلاقيت و ايجاد آن ، به آنها نگريسته نمي شود . گفتني است كه كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان ، قدم هاي موثري در تهيه اسباب بازي هاي گوناگون برداشته است ولي متاسفانه آن فراگيري لازم را بين خانواده ها ندارد و وزارت آموزش و پرورش ، گرچه كانون را جزو سازمان هاي تحت پوشش خود منظور مي دارد ولي امورتربيتي همين وزارت در جهت نزديكي به كانون براي استفاده ي دانش آموزان از حداقل امكانات آن ، فعاليتي ندارد . كتابخانه هاي كانون در شهرها راه و فعاليت خود را دارند و مخاطباني به خصوص را جذب مي كنند و مجموعه ي آموزش و پرورش آنها را مانند بيگانگان نگاه مي كنند . امكانات ما براي ايجاد خلاقيت امكانات ما تا چه اندازه است و آيا اصولا جواب گوي نياز فعلي جامعه ي جوان ما هست يا خير ؟ آيا مي توانيم با اين امكانات انتظار داشته باشيم كه كودكاني خلاق تربيت كنيم ؟ امكانات براي ايجاد خلاقيت را در سه قسمت بررسي مي كنيم : الف ) كتب درسي مدارس كتب درسي و آموزشي ما به دلايل گوناگوني كه از بحث اين مقاله خارج است ، به طور يكسان براي دانش آموزان كل كشور ارائه مي شود . دانش آموز شمال يا جنوب كشور ، باهوش و يا دير آموز از منبع يكساني براي آموزش بهره مي گيرند . حتي مدارس غير انتفاعي كاري فوق العاده تر از توضيح بيشتر همين كتب انجام نمي دهند . اين كتابها به گونه اي تنظيم شده اند كه انگيزه ي كمي براي فعاليت به وجود مي آورند . همين كه دستگاه تعليم و تربيت كتاب را بي كم و كاست به مغزدانش آموزان تحويل داد و او هم طوطي وار آن را حفظ كرد ، انتظار از كتاب درسي تمام مي شود . گرچه سعي شده كه كتاب هاي علوم ابتدايي عوض شده و مقداري به خلاقيت هاي دانش آموزان توجه شود ، تا هنگامي كه با مشكل توزيع يكسان مواد آموزشي در كشور مواجه هستيم و تا آن هنگام كه برنامه ريزان آموزشي براي كل دانش آموزان تحت پوشش با توجه به مقتضيات فرهنگي ، طبيعي ، اقتصادي و اجتماعي آنان كتاب درسي تهيه نكنند ، مشكل توزيع همسان وجود خواهد داشت . شكي نيست كه اگر بهترين كتاب هاي درسي را هم داشته باشيم ، باز هم بايد منابعي برا ي مطالعه ي بيشتر معلمين و دانش آموزان در اختيار آنان قرار دهيم . متاسفانه منابع اضافي براي مطالعه يا معرفي نمي شود و اگر هم فهرستي ارائه شود ، به مساله ي كمبود بودجه بر مي خوريم . ب ) معلم و مسئولان آموزشي ما از معلم ، دبير و حتي استاد دانشگاه انتظار داريم فرد خلاق تربيت كنند . در حالي كه آنان ابتدا بايد علم كار يا حداقل علاقه اي به ايجاد قدرت خلاقيت در افراد داشته باشند . مي دانيم كه هم علم و هم علاقه براي بروز به ابزار احتياج دارند . مسئولان آموزشي ما با آشنايي با فناوري ، مي توانند طريق ارتباط سريع و صحيح با دانش آموزان زا بياموزند بعد با استفاده از ابزار مناسب ، سعي كنند راه به دست آوردن اطلاعات صحيح و دقيق را به دانش آموزان آموزش دهند تا آنها بتوانند به افق هاي بالاتري از علم دست يابند . براي ايجاد تفكر علمي در كودكان ، بايد معلم خلاق داشته باشيم تا بتوانند از ابزارها و وسايل ، به طور صحيح استفاده كند . معلماني هستند كه با كمترين ابزار سعي مي كنند بيشترين بهره ي آموزشي را برسانند . ولي به هر حال وسايلي هست كه راه رسيدن به كار را تسهيل مي كند و وقت معلم را هدر نمي دهد و او مي تواند با استفاده از برخي وسايل به بعد بالاتري از آزمايش و علم همراه با دانش آموزان دست يابد . گرچه معلمان در مشكلات اقتصادي غرق شده اند ، شكل و حركت مسئولان به گونه اي است كه به تعداد اندكي معلم و دبير خلاق ، توجه داده نمي شود . براي مثال ، در انتخاب بهترين معلمان و دبيراني كه هر سال از طرف وزارت متبوع تعيين مي شوند ، تا چه اندازه به علم و عمل توجه نشان داده مي شود . بخشنامه ها انشاالله دقيق اجرا مي شوند ، ولي در اكثر موارد آنچه تعيين نمي شود ، افراد با صلاحيت علمي است . بدون آموزش به مسئولان تعليم و تربيت ، نبايد انتظار داشت كه آنها به مسائل مربوط به خلاقيت دانش آموزان توجه نشان دهند . بايد راه رساندن دانش آموزان به تفكر خلاق را آموزش داد و تا همان حد هم انتظار داشت . پ ) تجهيزات براي آنكه بتوانيم در راهي كه شروع كرده ايم يا مي خواهيم آغاز كنيم ، موفق باشيم ، به ابزار و وسايلي خاص نيازمنديم . گرچه در مناطق در مورد تشكيل كارگاه يا آزمايشگاه مركزي براي دانش آموزان اقدام شده است ، متاسفانه اكثر افرادي كه عهده دار كار عملي در اين مكان ها هستند يا تبحربه لازم را ندارند يا چون نمي توانستند در دبستان يا مدرسه راهنمايي آموزگار يا دبير خوبي باشند ، به اين سبب ، آنها را فرستاده اند كه با دانش آموزان كار نداشته باشند !! از طرف ديگر ، دانش آموز حين كار در اين مكان ها بايد به شدت مراقب وسايل باشد ، چه حتي خسارت غيرعمدي به وسايل مستلزم جبران خسارت است و اين مورد هم دانش آموزان را نسبت به انجام دادن كار دلسرد مي كند . وزارت ، با توزيع جعبه هاي علوم و رياضي در مدارس ، سعي كرده است آموزش را از سخنراني صرف معلمان تغيير دهد . از آنجا كه اين جعبه ها از طريق شركت تاسيس شده تهيه مي گردد به نظر مي رسد بيشتر سوددهي مورد نظر قرار گرفته است ، چون روز به روز از كيفيت وسايل كاسته مي شود و آنچه مورد نظر قرار نمي گيرد ، اين است كه وجود همين جعبه ها ، از قوه ي ابتكار و خلاقيتي كه حتما در آموزگاران است ، مي كاهند . كتابخانه هايي در مدارس وجود دارد كه از نظر بودجه و كتاب ، وضعيت مشخصي ندارند . در برخي از ادارات واحد كتابخانه و حتي فروشگاه كتاب وجود دارد . دفتر تجهيزات امور مدارس نيز خود را عهده دار وظايفي مي داند . مربيان تربيتي و مديران مدارس با حداقلي از تخصص مي كوشند كتابخانه مدارس را تجهيز و اداره كنند . ولي در اكثر مدارس محيط كتابخانه مناسب نيست ، جايي براي مطالعه وجود ندارد ، كتاب ها روي هم انباشته شده است و ... در نهايت ، دانش آموز جاي براي مراجعه جهت مطالعه ي اضافي در موردي دروس خود را ندارد . مساله ي استفاده از مجلات علمي خود مشكلي ديگر است . مسئول فلان مدرسه از مجله اي خوشش نمي آيد دستور حذف آن را از كتابخانه مي دهد ! مديركل بخشنامه دارد ، رئيس منطقه هم دستور مي دهد ! آيا عيبي دارد دانش اموزان از روزنامه و مجله اي كه با نظارت ديگر وزارت ها چاپ و منتشر مي شود و مفيد نيز هست ، استفاده كنند و حتي براي بهره برداري صحيح و مناسب از آن تبليغ هم بكنيم ؟ نتيجه گيري تا زماني كه بودجه مساله ي اصلي آموزش و پرورش است ، حرف از ايجاد و پرورش خلاقيت ، كاري بيهوده است چرا كه در هر برنامه ريزي ، در نهايت به اين مساله بر مي خوريم و اگر محل ايجاد خلاقيت را درسطوح بالاي تحصيلي بدانيم ، ظلم عظيمي در حق افردي كه به دلايل متعدد از ادامه تحصيل محروم شده اند نيز روا داشته ايم . مسئولان آموزشي و امكانات و تجهيزات ما ، به برنامه ريزي جهت ايجاد خلاقيت كمك نمي كنند ، درصد قبولي ملاك تصميم گيري هاست . همه ي كوشش افراد در اين جهت معطوف مي شود كه دانش آموزان كلمه به كلمه كتاب را حفظ كنند و نقطه به نقطه تحويل دهند . اگر گاهي هم جرقه اي زده مي شود ناشي از برنامه ريزي افراد نيست . معلمان ، دبيران و والدين و رابطه ي آنها را با يكديگر بررسي كنيد ، متوجه مي شويد كه هيچ كدام در اين زمينه نقشي ندارند . زيرا اگر به اين گونه بود ، سال به سال بايد افراد خلاق از منطقه اي خاص از نظر تعداد رشد داشته باشند . كتاب هاي درسي هم مطمئنا مشوق آنها به اين كار نيست و اگر هم افرادي طرحي داشتند به سختي توانسته اند آن را به نتيجه برسانند . چون بقيه آموزشها نسبت به مساله ي خلاقيت بي توجه بوده اند . معاونت آموزش متوسطه به اين موضوع توجه نشان داده است و جشنواره برگزار مي كند و آنها كه مسئولان اصلي آموزش كودكان اند (آموزش ابتدايي و معلمان) به بوته ي فراموشي سپرده شده اند . اگر علم در كودكي را مانند نقش بر سنگ زايل ناشدني مي دانيم ، بايد ديدگاه و نظر خود را در مورد پرورش قواي خلاقه ي كودكان تغيير دهيم . پشنهادها 1-وقتي سن ايجاد خلاقيت را قبل از ده سلگي دانستيم ، طبيعي است كه راههاي پرورش آن را بايد در برنامه هاي آموزش ابتدايي جستجو كنيم . پس مرحله ي اول ، تغيير ديدگاه براي پرورش يا آموزش خلاقيت است . 2- محل شناسايي افراد خلاق و با استعداد فقط كلاسهاي علوم يا رياضي نيست . در ديگر دروس هم افراد خلاق مي تواند وجود داشته باشند . گرچه هنوز براي اينكه فرد خلاق شود بهره ي هوشي بالايي ثابت نشده است ولي داشتن حداقل بهره ي هوشي هم لازم است و اگر صرفا كار عملي و علمي را نشانه ي خلاق بودن فرد مي دانيم ، بهتر است ابتدا با برگزاري برنامه هايي كه احتياج به كار دستي دارد ، براي شناسايي افراد اقدام كنيم . به نظر مي رسد اگر كودكي توانست وسيله اي با مقوا درست كند ، يا جمله اي جديد بنويسد ، رگه هايي از خلاقيت در او وجود دارد . در هر صورت با اجرا و برگزاري برنامه هاي مختلف و با استانداردي صحيح مي توان افراد خلاق را شناسايي كرد . 3- پس از شناسايي افراد خلاق ، مساله ي تحت پوشش قرار دادن آنها هم مهم است . اين تحت پوشش قرار دادن بايد شامل دادن امكانات اضافي براي مطالعه و كار عملي باشد ، نه اينكه آنها را در يك شبانه روزي جمع كنيم و دائما آنها را زير نظر داشته و به محفوظات آنها دائم بيفزائيم . به هر حال فرد خلاق از خود نيز مي بايد حركت و جوششي داشته باشد . 4- افرادي كه در مراحل اول جزو دانش آموزان تحت پوشش قرار نمي گيرند ، نبايد فراموش شوند . با ايجاد اتاقهاي علمي ، كه شامل آزمايشگاه هاي محدود ، اتاق جغرافيا ، رياضي و ... است ، هميشه افرادي را در حال تحقيق و علم آموزي خواهيم داشت . نبايد از شكستن يا خراب شدن ترسيد . چون اگر اين مورد حتي به ذهن راه يابد ، سرانجام كار به هيچ وجه موفقيت آميز نخواهد بود . انتظار نداريم مانند كشورهاي فرانسه و ژاپن باغ هاي علوم ايجاد كنيم ، ولي حداقل امكاناتي لازم است . 5- هر يك يا دو ماه يكبار ، افرادي را از چند منطقه از هر استان گرد آوريم و طي يك آموزش فشرده ، كارهاي گذشته را با آنها مرور كنيم و برنامه هاي جديد را به آنها ارائه دهيم . كتاب هاي علمي و ارزان قيمت در اختيار افراد قرار دهيم ، نتايج كارها را بررسي كنيم و دلگرمي لازم را براي ادامه ي كار به افراد بدهيم . 6- لازم است در اين مورد ، نظر موافق مديران كارخانجات و كارگاه هاي نزديك محل آموزش را جلب كنيم . ما بايد علايق افراد تحت پوشش را به دقت بشناسيم و گردش هاي علمي هدفداري براي انها تدارك ببينيم . شناسايي سنگ ها ،گل هاي بيابان ، نحوه ي آبگيري آنها و ... در يك گردش علمي قابل بررسي است . 7- پس از توضيح اهميت موضوع براي مسئولان ، بايد كار بازنگري كتاب هاي درسي شروع شود . مساله ي بعد ، آموزش معلمان و اهميت دادن به افراد خلاق در اين جمع است . تا زماني كه انتظارات خود را براي معلمان و دبيران نگوئيم ، نبايد انتظار داشته باشيم آنان به مساله ي خلاقيت توجه نشان دهند . 8- قبل از هر كار بايد مساله ي بودجه را مشخص و حل كرد . مسئولان بايد بدانند كه دريچه هاي تحقيق بايد براي دانش اموزان گشوده شود و بهره ي آن هم آني نيست كه بلافاصله نتايج مادي آن مشخص شود . متاسفانه معضل اصلي آموزش و پرورش در كشورهايي مانند ايران ، نداشتن بازده اقتصادي مشهود از فعاليت هاي آموزشي فعلي است كه باعث مي شود برنامه ريزان به هر حركت و برنامه ي جديد آموزش و پرورش بي توجه باشند . والسلام ارجاعات : 1- عباس ، آريانپور ، فرهنگ كامل انگليسي فارسي (تهران : اميركبير ، 1370) 2- محمد ، معين ، فرهنگ فارسي ، (تهران : اميركبير ، 1371) 3- فرخنده ، مفيدي ، آموزش و پرورش پيش دبستاني و دبستان ، ( تهران : پيام نور ، 1370) 4- گروه علوم تجربي دفتر برنامه ريزي راهنماي ندريس علوم تجربي اول دبستان (تهران : وزارت آموزش و پرورش ، 1373) 5- فرج ا... ، فرنوديان ، محتواي درسي و پرورش خلاقيت دانش آموزان ، رشد تكنولوژي آموزشي ، سال پنجم ، شماره 7 ص 12 6- آدامز ، ميلر ، روانشناسي كودكان محروم از پدر ، ترجمه ي خسرو باقري ، محمد عطاران ،( تهران : تربيت ، 1370 ) ص 157 7- مصطفي ، مقدم و ديگران ، بازي هاي آموزشي ، ( تهران : انتشارات مدرسه ، 1374) ص27 |
||
|
2
نوشته شده در یکشنبه سی ام مرداد 1384ساعت 3:34 توسط محمدحسن زماني پور
|
|
||
|
|
معرفی مقاله |
|
|
گردانندگان وب ارزشیابی توصیفی لطف کرده اند ضمن اظهارات دوستانه مقاله را نیز عینا آورده اند . برای اطلاع آنان و سایر دوستان باید بگویم که نام من محمد حسن است ولی اسم مندسن را با توجه به بازیهای کودکانه گذشته بیشتر دوست دارم . هنوز هم خوشبختانه معلمی می کنم و حاجی هم متاسفانه نشده ام . در کانون بازنشستگان نجف آباد نیز مشغول هستم در هر صورت این هم برای خودش گزارشی بود . در ضمن نوشته های دیگر را می توانید در لینک داستانهای خواندنی آموزش و پرورش و کانون بازنشستگان آموزش و پرورش نجف آباد مطالعه فرمائید . شاد باشید |
||
|
2
نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم مرداد 1384ساعت 22:32 توسط محمدحسن زماني پور
|
|
||
|
|
نهادینه کردن ارزشیابی مستمر |
|
|
در روزنامه ی ایران شمارة 3162 مقاله اي تحت عنوان اصلاح نگرش به شيوه ی ارزشيابي دانش آموزان به چاپ رسيده بود كه با مطالعه ی مقاله ی مذكور كاستي هايي در آن ديدم و در واقع آن را با وضعيت و فرهنگ موجود مطابق نديدم ، لذا تصميم به نگارش اين مقاله گرفتم . انشاالله كه مورد رضايت حق تعالي و استفادة انديشمندان قرار گيرد . نهادينه نمودن ارزشيابي مستمر
مقدمه
وقتي قصد آن داريم كه از ارزشيابي مستمر و به خصوص فعاليت هاي خارج از كلاس براي رسيدن به اهداف آموزش عمومي و محورها و موضوعات مورد اشاره صحبت به ميان آوريم ، محتاج بحثي طولاني ، شامل سابقة تاريخي ارزشيابي و ارائة تعاريف مختلف در حوزه هاي گوناگون است كه در اين مختصر جاي نخواهد داشت . ولي در هر صورت با توجه به تجربياتي كه در ارتباط با مسايل مختلف امتحانات دو نوبت موجود بود و نظر به اينكه در مقام معلم ، مدير آموزشگاه ، كارشناس آموزش ابتدايي ، به شكل هاي مختلف با موضوع از نزديك در ارتباط بودم و حتي زماني مدرس كلاسهاي آموزش ضمن خدمت امتحانات دو نوبته بودم ، لذا تصميم به نگارش اين مقاله گرفتم . در اين مقاله سعي كرده ام ابتدا تعاريف مشخصي از ارزشيابي داشته باشم ، سپس هدف ارزشيابي بررسي و در ادامه لزوم تغيير در آموزش و نحوة ارزشيابي مورد بحث قرار گرفته است . در ادامه ، آيين نامة امتحانات دو نوبته را بررسي و مفاهيم جديد و مرتبط با موضوع را دقيق تر بحث نموده و در پايان پس از يك نتيجة گيري كلي ، پيشنهاداتي به نظر رسيده كه ارائه شده است . ارزشيابي چيست ؟
معمولا وقتي صحبت از ارزشيابي به ميان مي آيد ابتدا بايد روي وجوه مختلف آن بحث و در رابطه با اين موضوع توافق به عمل آيد كه اصولا ارزشيابي چيست و جايگاه آن در تعليم و تربيت ما در كجا قرار دارد ؟ معمولا كلمة ارزشيابي ما را متوجه مفاهيم و كلمات ديگري نيز مي كند . امتحان ، اندازه گيري و آزمون . در روشهاي سنتي آموزش و پرورش ، امتحان به عملي گفته مي شود كه در پايان هر يك از سه ماهه يا نيمسال تحصيلي براي اندازه گيري ميزان آموخته هاي شاگردان و تعيين قبول شدگان و مردودين به منظور ارتقاي شاگردان از كلاسي به كلاس ديگر يا از واحدي به واحد ديگر انجام مي گرفت و مي گيرد . اندازه گيري در آموزش و پرورش عبارت از به دست آوردن اندازه ها و اطلاعات مربوط به ويژگي خاص به صورت كميت است . و آزمون يكي از وسايل اندازه گيري فعاليت هاي آموزشي و پيشرفت تحصيلي شاگردان است و معمولا به سوالاتي اطلاق مي شود كه در اختيار شاگردان قرار مي گيرد تا بدان پاسخ گويند .ارزشيابي نيز فرآيندي است منظم براي تعيين و تشخيص ميزان پيشرفت شاگردان در رسيدن به هدف هاي آموزشي است . فارغ از تعاريف فوق و با بررسي آنچه تاكنون در مدارس ما انجام گرفته است تمام مسايل حول موضوعي به نام امتحان قرار دارد و از آنجا كه مبناي تصميم گيري براي آيندة دانش آموز و دانشجو است ، معمولا ترس و اضطراب زيادي آنان را در بر مي گيرد . فراگير در يك شب مي خواهد جبران يك ترم يا سال تحصيلي خود را بنمايد و شب امتحان براي جواب دادن به سوالاتي آماده مي شود كه اكثرا در سطح دانش آماده شده است . سوالاتي كه معمولا پس از گذشت يكي دو روز از برگزاري امتحان ، چيزي در ذهن فراگير باقي نمي گذارد . اصطلاحاتي كه در فرهنگ عمومي مردم ما وجود دارد ناشي از همين اضطراب است . مطالعة آزاد ، شب امتحان و فاصله بين امتحانات براي مطالعة بيشتر و كسب نمرة بهتر . متاسفانه اين موضوع از كلاس اول ابتدايي تا آخرين سطح تحصيلي دانشگاهي وجود داشته و دارد . دانش آموز ابتدايي ترس شب امتحان دارد و دانشجوي دكترا هم به همين شكل ، حتي مهم نيست فرد در آينده چه شغلي خواهد داشت ، مهندس مكانيك امتحان كتبي خواهد داد ، همانطور كه يك دانشجوي رشتة ادبيات اين كار را انجام مي دهد . اگر ذهني خوب داشته باشي وخوب هم بخواني وبر تستها مسلط شوي ، در كنكور موفق خواهي بود . كنكوري كه دانشجو را با هر علاقه و نياز فقط به چالش امتحان كتبي مي كشد و البته در اين ميان اضطرابها هم در حد بالايي وجود دارد و همه فراگيران را همراهي مي كند . هدف ارزشيابي
معلم در برنامه ريزي تدريس و تصميم گيري در جريان فعاليت هاي آموزشي ، به اطلاعات معتبري در زمينة توانايي ، آمادگي و پيشرفت تحصيلي دانش آموزان و بازده فعاليت هاي كلاسي نياز دارد . ارزشيابي چنين اطلاعاتي را در سه مقوله در اختيار او قرار مي دهد .اشكالات موجود در طرح درس ، از نقطه نظر هدف ها ، محتوا ، روشها ، مواد و وسايل آموزشي و عناصر ديگر و نيز تواناييها و زمينه هاي علمي شاگردان و آمادگي آنها براي آموزشهاي بعدي و همچنين ميزان پيشرفت تحصيلي شاگردان و كارآيي تدريس ، كه البته با بررسي ارزشيابي هاي موجود كه توسط معلمين ، دبيران و اساتيد انجام شده و مي شود متاسفانه به اين موضوع مي رسيم كه هدف ارزشيابي در همان حد ميزان پيشرفت تحصيلي فراگير باقي مي ماند كه آن هم فقط از طريق آزمونهاي كتبي سنجيده مي شود . براي ارزشيابي مراحل مختلفي را ذكر كرده اند : 1- تعريف صفت يا خصيصة مورد اندازه گيري 2- تعيين يا ساختن ابزار اندازه گيري 3- انتخاب يا ساختن مقياس اندازه گيري 4- انجام عمل اندازه گيري 5- سنجش و ارزشيابي در اولين مرحله بايد مشخص كنيم كه چه چيز را مي خواهيم اندازه بگيريم ؟ صفتي مانند وزن يا رنگ را به راحتي مي توان تعريف كرد ولي ميزان يادگيري دروس مختلف صفاتي هستند كه بايد تعريف شوند .وقتي صفت مورد اندازه گيري را مشخص كرديم ، ابزار اندازه گيري آن صفت را نيز بايد تهيه كنيم كه ابزارها متعدد مي شوند و از اينجا است كه اشكالات در ارزشيابي خود را نشان مي دهند . چون ما براي صفت هاي متعددي كه قصد اندازه گيري داريم فقط به يك ابزار رسيده ايم و آن هم برگزاري آزمونها و پرسشهاي كتبي است كه موضوع روايي و اعتبار اين آزمونها نيز جاي بحث دارد . وقتي با اين اشكالات مواجه مي شويم ، بلافاصله اين سوال پيش مي آيد كه يك برنامة ارزشيابي چه ويژگيهايي بايد داشته باشد ؟ يك برنامة ارزشيابي مناسب بايد در جهت بررسي و برآورد تحقق اهداف درس باشد و اهداف حوزه هاي مختلف يادگيري ( شناختي ، عاطفي و رفتاري ) را پوشش دهد . همچنين با محتواي آموزشي ، تجارب و فعاليت هاي يادگيري و روش هاي تدريس هماهنگي و تناسب كامل داشته باشد و مهمتر از همه اينكه بخشي از برنامه هاي يادگيري دانش آموزان باشد و تنها وسيله اي براي قضاوت در مورد صلاحيت هاي آنان براي عبور از يك دورة تحصيلي و ورود به مرحله و دورة بعد نباشد و در نهايت موجب ايجاد دلهره و نگراني در آنها نگردد. لزوم تغيير در آموزش و ارزشيابي
تغييرات به وجود آمده در كشور و جهان و اينكه به دليل توسعة ارتباطات جمعي ، شاگردان حداقل از كتابهاي درسي خود بسيار جلوتر مي باشند ( گرچه جلوتر بودن آنها از معلمين و اساتيد خود جاي بحث و بررسي جداگانه را دارد) لزوم نوآوري در ارائة روشهاي تدريس به وجود آمد . معلمين كه با روشهاي تدريس سخنراني و حداكثر يكي دو روش ديگر عادت كرده بودند ، اينك با بحث هاي جديد مواجه مي شدند ، آموزش گروهي ، تهيه چك ليست انتظارات و ... و خلاصه اينكه دانش آموزان خود را به گونه اي تربيت كنيد كه آنها در تعامل با يكديگر دانشي را بياموزند . عملكردهاي آنها را تقويت كنيد . ديگر آنها شنوندگان صرف نباشند كه هر چه شما مي گوييد به گوش جان خريدار باشند . به آنها ياد بدهيد كه پرس و جو كنند و محققاني خوب شوند . ديگر شما به آنها ياد ندهيد ، بلكه بر كار آنها نظارت كنيد تا خود در تعامل با هم ياد بگيرند . منابع را به آنها معرفي كنيد تا خود به بسط دانش خود بپردازند . وقتي روشهاي تدريس تغيير مي يابد الزاما نوآوريهايي نيز بايد در نحوة اندازه گيري و سنجش پيشرفت تحصيلي فراگيران بايد به وجود آيد . ولي روشهاي ارزشيابي پيشرفت تحصيلي همگام با تغيير برنامه هاي درسي و روشهاي تدريس پيش نرفته است . از حدود چهل سال پيش روشها و ابزار جديدي براي اندازه گيري و سنجش پيشرفت تحصيلي يادگيرندگان طرح ريزي و ابداع شد كه با يك فاصلة زماني نسبتا طولاني اين روشها و ابزار كم كم در ايران نيز مطرح گرديد : 1- تاكيد بر اندازه گيري مهارتهاي تفكر و مهارتهاي يادگيري فراگيران
2- به كارگيري روش ها و ابزارهاي اندازه گيري نوين 3- تاكيد بر ارزشيابي تدريجي به جاي ارزشيابي نهايي 4- توجه به ارزشيابي هاي گروهي 5- توجه به ارزشيابي فردي و گروهي 6- ارزشيابي در خارج از چهار ديواري مدرسه و كلاس درس 7- ارزشيابي پوشه اي 8- تاكيد بر تفكر واگرا ، همگام با تفكر واگرا در ارزشيابي سنتي تاكيد بر ميزان محفوظات و معلومات و توانايي پاسخ گويي به پرسشهاي كليشه اي و مانند كتاب بود . در حالي كه اكنون و با ارائة روش تجربي انتظار هست در ارزشيابي به توانايي مشاهدة دقيق ، ميزان و نحوة جمع آوري اطلاعات ، فرضيه سازي ، قدرت پيش بيني و ... دانش آموزان توجه شود و انتظار است علاوه بر روشهاي سنتي كه محدود به آزمونهاي مداد و كاغذ بود ، مهارتهاي عملكرد فراگيران از راههاي ديگر مانند انجام پروژه هاي تحقيقاتي ، مطالعات كتابخانه اي ، تهيه گزارش از بازديدهاي علمي ، مقاله نويسي و نظاير آن مورد اندازه گيري و سنجش قرار گيرد . از آنجا كه در گذشته بر ارزشيابي پاياني و نهايي تاكيد مي شد ، اينك توصيه مي شود كه به ارزشيابيهاي تدريجي و مرحله اي توجه شود و دريك ارزشيابي تدريجي نيز به آنچه در آن روز حاصل مي شود استناد ننمايند . بلكه چند بار در طول دوره اين موضوع تكرار شود تا هم از خطاهاي موجود در ارزشيابي كاسته شود و هم فراگير فرصت داشته باشد از طريق اين ارزشيابي به كنترل يادگيري هاي خود پرداخته و مشكلات خود را بهبود بخشد . به عنوان مثال در ارزشيابي تدريجي هديه هاي آسمان كلاس دوم دبستان از معلمين خواسته شده كه بر اساس چك ليست انتظارات كه شامل هدف هاي تدريس هم مي تواند باشد ، چند دانش آموز را به طور اتفاقي زير نظر بگيرند تا متوجه شوند كه آيا آنها به اهداف درس رسيده اند يا خير ؟ يا مهارت او را در انجام اعمال وضو زير نظر بگيريد كه آيا او اعمال را در مرحلة اول فقط به ترتيب انجام مي دهد يا خير ؟ در اينجا دقيقا آنچه را كه قرار است توسط معلم ارزشيابي شود مشخص گرديده است . معلم در اولين مشاهده متوجه مي شود كه دانش آموز به چند هدف نايل نشده است ، پس نمره اي كه حتي مي تواند كيفي باشد براي او در نظر مي گيرد ، ولي اين نمره ثابت نخواهد بود . ممكن است دانش آموز با مشاهدة اعمال ديگران هنگام وضو گرفتن ، يادگيري هاي خود را كنترل نموده و اشكالات يادگيري خود را بهبود بخشد . پس معلم در مشاهدة سوم يا چهارم خود متوجه مي شود كه دانش آموز به هدف رسيده و در اينجا نمرة قبلي داده شده نيز قابل تغيير خواهد بود . اهداف دقيق و خوب انتخاب شده اند . ولي به نظر مي رسد در جهت نيل به اهداف ، ابزارها يا مناسب انتخاب نشده اند يا به طور كلي برنامه ريزان نتوانسته اند ابزار مناسب را در اختيار اساتيد قرار دهند تا اهداف ترسيم شده براي دانش آموزان توضيح داده شود و منجر به يادگيري شده و در نهايت موجبات ارتقاي فرد را فراهم كند . از روش هاي ديگري كه براي ارزشيابي نام برده شده ، موضوع پوشه كار است كه مجموعة فعاليت هاي فردي يا گروهي كه شامل نمونه گزارشها ، انشاها ، مقالات ، دست ساخته ها و ... است در يك فايل يا پوشه مخصوص نگهداري مي شود و استاد بر اساس آنها در مورد جريان پيشرفت تحصيلي دانش آموزان ، به والدين ، مشاوران و مدير مدرسه گزارش مي دهد . امتحانات دو نوبتي
بر اساس نيازها و رويكردهاي جديد در ارزشيابي پيشرفت تحصيلي و به منظور افزايش پايداري و كاربست آموخته ها در حل مسائل زندگي به ارزشيابي هاي مستمر ، آزمونهاي عملكرد تكاليف ، فعاليت هاي خارج از كلاس مرتبط با درس ، توجه و اهميت ارائة بازخوردهاي اصلاحي به دانش آموزان در جريان يادگيري و در كنار ارائة نمرات پاياني ، آيين نامة امتحانات دو نوبتي تدوين و جهت اجرا به مناطق و نواحي آموزش و پرورش ابلاغ گرديد در آيين نامة مذكور براي اولين بار مفاهيم جديدي مطرح شده است . ارزشيابي مستمر ، پرسش هاي تدريجي ، فعاليت هاي خارج از كلاس مرتبط با درس و ارائة بازخوردهاي اصلاحي به دانش آموزان . و در دنبال جزوة مذكور سعي نموده است تحت عنوان چند تذكر و توصيه مهم ، مفاهيم جديد را تا حدي توضيح دهد .ارزشيابي پاياني نتايج و ارزشيابي مستمر فرآيند يادگيري را مورد بررسي قرار مي دهند و از نظر موضوع و هدف متفاوت هستند . اين توضيح و توضيحات ديگر در ارتباط با ارزشيابي مستمر كه منظور از آن امتحانات پاياني مكرر نيست و نحوة ارائة فعاليت هاي مرتبط با درس و خارج از كلاس به دانش آموز و حتي حذف نمره در فعاليت ها و عملكردهاي دانش آموز و دادن بازخورد به او ، نمي تواند ارزشيابي هاي پاياني و مستمر را به خوبي براي آموزگاران و دبيران تبيين كند . حتي وقتي عنوان مي شود كه موضوع ارزشيابي هاي پاياني و مستمر متفاوت است افراد با آن برخورد دوگانه دارند بدون آنكه واقعا موضوع براي آنها توضيح داده شده باشد . در اين ميان آنچه را كه همه از ارزشيابي مستمر ظاهرا متوجه شدند ، مسالة پوشة كار بود. پوشه كه مشخص است برگه اي مقوا كه تا شده است ، مي باشد و حاصل كارهاي دانش آموزان در آن قرار داده مي شود . بالاخره جايي براي فعاليت و اينكه همه ارزشيابي مستمر را متوجه شديم ، پيدا شد ! حالا تكليف براي دانش آموزان تعيين كنيد ، نوع آن مهم نيست . به موضوع آزمونهاي عملكردي هم توجه چندان نداريم و در واقع آنها را اصلا متوجه نشده ايم كه چيست ؟! وقتي امتحانات كتبي و پاياني مكرر در پوشه جاي مي گيرد ، براي درس هاي مختلف هم بايد تكليف پوشه كاري داده شود . نقشة ايران را رسم كنيد . شكل سلول را بكشيد . معني شعر را بنويسيد . و در كلاسهاي بالاتر ، متن انگليسي را ترجمه كنيد . ترجمة اخبار عربي شب قبل را به فارسي بنويسيد . در بارة انرژي تحقيق كنيد . همه و همه كاغذهايي شدند براي قرار گرفتن در چيزي به نام پوشة كار . حتي چون تحقيق هاي تهيه شده بدون برنامه ريزي و آموزش صحيح بودند ، صرفا از يكي دو كتاب رونويسي شده بودند و طبيعي است نوشته اي بدون تحقيق به معني واقعي ارائه شده بود . در بازديد از مدارس هم چيزي پيدا شد كه مورد توجه افراد بازديدكننده باشد . پوشه هاي كار دانش آموزان را بياوريد ! هر چه پوشه ها بيشتر ورق داشته باشد لابد معلم هم فعاليت بيشتري داشته است ! و در گزارش بازديد درج مي شد كه پوشه هاي كار بازديد وبررسي شد خوب و منظم تنظيم شده بود . بدون آنكه از طرف بازديد كننده بازخوردي داده شده باشد و حتي نمونه اي از آزمونهاي عملكردي به معلم ارائه شود و گفته شود كه پوشة كار يك روش است و نمي تواند تمام امتحانات دو نوبتي باشد . در ارزشيابي مستمر دقت داشته باشيد كه اگر دانش آموز شما ، روز بعد از تدريس در رابطه با معني فلان شعر ، سخنراني داشت يا به صورت گروهي همان شعر را در قالب نمايش اجرا كردند ، اين هم فعاليت خارج از كلاس است و در ارزشيابي مستمر مي توان به آن نمره هم داد . خلاصه فعاليت هاي مختلفي به معلم ارائه نشد تا او بتواند با توجه به موقعيت جغرافيايي ، تعداد دانش آموزان كلاس ، استعداد و سطح عملكرد و علايق دانش آموزان ، سطح سواد اوليا ، كتابخانة مدرسه و ... حداقل يك آزمون عملكردي را طرح و در ارزشيابي مستمر به آن توجه كند ، آن وقت افراد بازديد كننده هم بدون هدف نيامده اند از پوشه كار سوال كنند . وقتي برخوردها با ارزشيابي مستمر ،منحصر به بررسي پوشة كار و تكاليف بدون هدف شد ، نقش اين ارزشيابي و فعاليت هاي خارج از كلاس نيز محدود به همان سوالات تدريجي معلم مي شود و | ||